Gipsy Girl      Gipsy Girl      Gipsy Girl 

 

   کولی و باد 

 Federico Garcia Lorca

 فدريکو گارسيا لورکا

 ترجمه : مريم صفرزاده

 

 

گذري آب گرفته از درختان غار(1)و نورهاي بلورين در<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

پريسوزيانزديك مي شود

چون ماهپاره اي پر عشوه

و از نواي موزون دايره زنگي اش

سكوت بي ستاره مي گريزد

و فرومي ريزد آنجا كه دريا كف آلوده مي كوبد و آواز مي خواند

شب پر از زنبورهاي نقره شده بود

 

بلند،بر قله ي كوه

نگهبانان گريانند،

نگهبانان برجهاي بلند و سفيد انگليسيها ،

و كوليان آب كه براي خوشايندشان

كاخهاي كوچك صدف مي سازند

و آلاچيق هايي از كاجهاي سبز.

 

چون ماهپاره يي پر عشوه

پريسوزيا نزديك مي شود

و باد كه هميشه بيدار است

او را مي بيند و قد مي افرازد

 

كريستوفر برهنه ي قديس مي دمد

و بر ني انباني پنهاني،

با زبان زنگهاي آسماني بازي مي كند

و دختر را تماشا مي كند

كولي! بگذار دامنت را بدزدم

و نگاهت كنم

رز آبي زهدانت را در انگشتان دير سال منبگشا

 

پريسوزيا،.دايره زنگي اش را رها ميكند

وحشت زده مي گريزد

و باد كه مرد وار با شمشير سوزان و پر نفسش

او را دنبال مي كند.

دريا تاريك مي شود و مي غرد،

درختان زيتون رنگ مي بازند،

و فلوتهاي تاريكي به صدا در مي آيند،

و طبل خاموش برف،

پريسوزيا!فرار كن پريسوزيا!

باد سبز گرفتارت مي كند

پريسوزيا،فراركن، پريسوزيا!

ببين باد چه تندمي رسد.

ساتيري(2)از ستارگان فرو تبار

با زبانه هاي دراز و براقشان .

پريسوزيا،لبريز از ترس،

پا به راه خانه اي مي نهد پشت كاجهايسبز،

خانه ي كنسول انگليس ،

متوحش از صداي گريه اي درد آلود

سه تفنگدار دوان نزديك مي شوند

با كلاه هاي سياه چسبيده به سرشان

كه  تا روي پيشاني پايين آمده بود

 

مرد انگليسي ليواني از شير نيم گرم به كوليمي دهد

و جرعه اي جين هلندي

پريسوزيا نمي نوشد

دختر گريان ماجراي غريبش را تعريف ميكند

و باد خشمگين بر بام سفال پوش خانه

دندان

بر

دندان

مي سايد.

 

 

 ۱ـدرختي بزرگ و تناور با برگهايي درشت شبيهبرگ بيدكه گلهاي ريز

و سفيد دارد.ثمره ي آن چيزي شبيه فندقاست

مي گيويند تا هزار سال عمر مي كند.

 ۲ـخدايي يوناني ست و روح تپه و جنگل.هياتيبي تناسب دارد

بيشتر شبيه انسان است با دم اسب و شاخيكوچك،با گوشهاي دراز و پاهاي بز،

ساتير خدايي شهوت پرستاست.

  

 

 

Gipsy GirlGipsy GirlGipsy Girl

 

/ 45 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ايلشن جلاسي

سلام آقا عکس ما نرسيد ولی از اينکه ميبينم عکس شما رسيده خوشحالم و چه لوگوی زيبايی شده دست مريزاد!

گل گلاب

هر قدر انسانها را بيشتر ميشناسم گرگها را بيشتر تحسين ميکنم/نظر شما چیست؟؟؟

alireza

سلام بابک جان به من هم سری بزن که خيلی اين روزها فعال هستم وبلاگ شماهم خکشل شده .به اميد ديدار در شيراز

گل گلاب

هر قدر انسانها را بيشتر ميشناسم گرگها را بيشتر تحسين ميکنم/شما چطور؟؟؟؟؟؟؟

گل گلاب

هر قدر انسانها را بيشتر ميشناسم گرگها را بيشتر تحسين ميکنم/شما چطور؟؟؟؟؟؟؟

بهمن ساكي

سلام بابک عزيز . اگر دير آمدم مجبور بودم . از ترچمه لذت بردم .پيروز باشی .

یهدا

سلام بابک جان..خيلی وقت بود نيومده بودم..شرمنده...قالب جديد مبارک.....شعرايی هم که می نويسی محشرن.....

avayearam

اينك كه بال گشوده ايم به سوي بينهايتي وصف ناشدني ، و ميخواهيم سرود توانايي را با زبان زيباي فارسي به اثبات برسانيم، چه رويايي مي شود اگر ديگر پرندگان پارسي گوي هم با ما هم صدا شوند .( شب شعر ) بناست به لطف پروردگارمهربان و به همت سايت ادبي آواي آرام و حظور شما عزيزان شب شعري در روز جمعه 22 اسفند ماه (فردا) از ساعت 13ـ16 برگزار گردد. موجب امتنان است اگر اطف بفرماييد و اين مطلب را در وب لاگ خود به اطلاع تمامي دوستان و خوانندگان محترم برسانيد. براي اطلاعات بيشتر و آگاهي از محل شب شعر به آدرس زير مراجعه نماييد. http://www.avayearam.net/avayearam/

ا-هومت

سلام ؛ لطفا آپديت کنيد ؛ ممنون

بوتيمار

سلام...خوبيد بابک خان................مريم خانوم.....دست هردوتوندرد نکنه.....با اينکه اين روزها کم کار شديد و مارو از کارای جديدتون هم ترجمه و هم غزل بی نصيب گذاشتيد...........داره يواش يواش ميشه دوره ی قحطی غزل.....کی هست که دنيا مارو جا بزاره...يه اتوبوس هم بياد از رومون رد بشه....اوای ارام يادتون نره...............مشتاق ديدار....پايدار باشيد