نردبان

 

 
 

"چقدر فاصله تا بام آسمان مانده ست؟"

"چقدر تا به رسیدن مرا زمان مانده ست؟"

 

قبول کن به همین چند پرسش ساده ست

اگر که در تن انگشتهات جان مانده ست

 

تو پله پله از این شهر دور خواهی شد

اگر چه در تن او پای پلکان مانده ست

 

کدام شهر؟ که از او هنوز در گوش ات

تراکم مگس و زوزه ی سگان مانده ست

 

تو روی پله ی بعدی به فکر خواهی رفت

"درخت کوچه چگونه چنین جوان مانده ست؟"

 

تمام عمر به دنبال پله ی بعدی

چقدر صفحه از این کهنه داستان مانده ست

 

از این تلاش نفس گیر خسته خواهی شد

در آن زمان که تن ات سخت ناتوان مانده ست

 

وجود یخ زده ات مسخ خواب خواهد شد

نگاه مات تو در عمق کهکشان مانده ست

 

درست ثانیه ای که به خاک می افتی

هزار پله به پایان نردبان مانده ست

 

 

 

/ 104 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

سلام مریم جان بیاید سری بهون بزنید[چشمک]

سطر گریه... بهمن نشاطي

سلام برای خوندن طنزم بیا به کلبه ی ما [گل][گل][گل]

سطر گریه... بهمن نشاطي

سلام برای خوندن طنزم بیا به کلبه ی ما [گل][گل][گل]

شب سپید

سلام هر چند سطرهایتان روشن است اما باز هم پله پله برایتان نور می طلبم .

ابراهیم پورجاسم

سلام و درود بر بابک دولتی ( عزیز ) که هر وقت در انجمن از شما شعری می خوانم کلمه ی عزیز را فراموش نمی کنم آمده ام تا برای نمایش اشعارت در وبلاگم اجازه بگیرم . پایدار باشی !

ندا

سلام .مریم جان.حالتان خوب ما بی وفایم شماچرا.[شوخی][قلب]

ندا

سلام.مریم جان حالتان خوب مابی وفایم شماچرا.[قلب][گل][[گریه]

آرش فتحی

سلام آقای دولتی من از اینکه یک سال در روستای بانزلان شاگرد شما بودم واقعا احساس غرور می کنم من هر روز کتاب شعر شما را که به عنوان جایزه بهم داده بودید را می خوانم وبه یادتان سرشک حسرت از دیده می فشانم

مهران رضاپور

ای کاش اقای دولتی نمرات ترم اول دبیرستان دکتر معین راوارد می کردید باتشکر رضاپور 102

د.ب

درود ،درود ، درود ، پست هایتان حالم را خوب کرد .