بهار خنده زد و ارغوان شکفت/ در خانه زير پنجره گل داد ياس پير / دست از گمان بدار ...

                                             

 

نه ،نه ،...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

یانیس ریتسوس

 

ترجمه : مریم صفرزاده

 

 

 

آن اشیای غول پیکر زیبا ( شاید ساده لوح ، خاموش و زیبا)

 

سنگهای بزرگ سفید ، پتکها،

 

مردان برهنه در کارگاه ها (همه پهلوانانی ورزیده تن )

 

از برای تقلید ،

 

برای نمایش کارهای دیگران

 

- دستی استوار رو به بالا،

 

و پاها گشاده تا تناسب به اغراق در آمیزد-

 

نه ، نه،

 

 خنده دار نیست - مرد می گوید –

 

این چیزی فراتر از اندوه است

 

که سگی لاغر و مردنی ،

 

پوشیده از کنه ها و زخمها ،

 

آب گندیده از سطلی می نوشد

 

که در کنار پیکره های نیمه عریان قهرمانان مرده

 

                                                            بر جای مانده است.

 

 

 

 

 

 

 

                     نوروزتان مبارک

                     به اميد ساليانی بارآور

/ 48 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مهدی موسوی

با کتاب تازه ام در نمایشگاه کتاب ، ابتدای سالن 10 و11 انتشارات سخن گستر منتظرتان هستیم... برای دریافت آخرین اطلاعات مربوط به کتاب به وبلاگ و بعدالتحریرهای تازه آن می توانید رجوع کنید... منتظریم!

بوتیمار

سلام.................... حال و احوال...خويب .......اقا و خانم ....غايبيد.............مادلمون تنگ ميشه.يادتونباشه....پايدار باشيد

Solh

سال‎‎های اصلاحات دوم خردادی را ملت ايران از نظر زمانی قرنی از سر گذراندند طی مدت ۸سال‎‎‎ مانند تمام سال‎‎‎های جمهوری اسلامی حق کارگر پايمال شد و حق تشکل مستقل نيافت، زن کماکان نيمه‎‎‎‎انسان محسوب وسنگسار شد، جوان بی‎‎‎‎آينده و محروم از جنب و جوش و شادی باقی ماند، معلم فقيرتر شد و سرکوب گشت، روزنامه بسته شد، مخالف سياسی سلاخی شد، وکيل خانواده‎‎‎‎اش زندانی شد، دانشجوی معترض در سياهچال شد تا ديگر پيراهن خونين دوستش را بردست نگيرد، دست‎‎‎‎ها قطع شد، سرها بر دار رفت و ... (می‎‎‎‎توان سطرها و خط‎‎‎‎ها ادامه داد اين مصايب را)، خلاصه اين که در سال‎‎‎‎های اصلاحات دوم خردادی جمهوری اسلامی طالبانی ایران بر جای ماند ...هموطن به وظيفه ملی و ميهنی خود حامعه عمل بپوشان وروز حمعه ۲۷ خرداد انتخابات نمايشی و فرمايشی رژيم طالبانی را تحريم و از منزل خارح نشويدوحداقل اين وظيفه را پاس بداريم.

alireza khademi

سلام دوست خوبم .نمی دانم اگر ارتباطات به اين سرعت برای ما قابل دسترس نبود چه خاکی بر سرمان ميکرديم .خيلی دلتنگ و از اين بيشتر دلگير هستم .شايد اگر بيشتر مينوشتم بهتر ميشدم حالا هم بعد از مدت ها برای شما مينويسم بابک جان اميدوارم که هميشه خوب باشی و خوش من حال وروز زياد جالبی ندارم ... بدرود

sangesaboor

سلام آقای دولتی...من خاطرات شب شعرهای زيبايی رو که با حضور شما توی روزهای پر خاطره دانشگاه برگزار ميشد هرگز فراموش نمی کنم...شما و عزيزان ديگه ای که توی اين شب شعرها هميشه حرفهای زيادی برای گفتن داشتيد رد پای پررنگی توی خاطرات من داريد!هر کجا که هستيد موفق و سربلند باشيد و صد البته شاعر!

چهل ستون

سلام با عرض سلام اقای دولتی...نفرستاديد خودمان دست به کار شديم......يکی از کار های شما را همراه با عکستان زديم....نوشتيم اهل کرمانشاه هستيد ...اگر اشتباه است يک خبر به ما بدهيد ......با عرض تشکر.....حبيب متقيان

nikyar

سلام......بابک جان چگونه ای ؟ حرفی.... حکايتی.... خبری!!!!!!!!!!!

سميه قبادي

اين راه را گمان رسيدن نيست . وقتيكه دستهاي تو فانوسند با گريه التيام نخواهد يافت اين زخمها كه زاده ي افسوسند . بعد از مدتها سلام.از شنيدن خبر چاپ كتابتان خوشحال شدم درست مثل هميشه.

شایق

سلام آقا با اجازه ی شما شعری از دست نوشته های يک سنگ را به همراه معرفی آن کتاب مستطاب زده ام . سبزمان کنيد

جمعی از دوستان

با سلام. در راستای اعتراضات گسترده به تعطيلی وبلاگ آقا طيب از همه ی دوستان خواهشمند است ضمن يک کامنت کوبنده در کامنت دانی بلاگ کرگدن (محسن باقرلو)خشم خود را ابراز نمايند .با تشکر .