بين هر آنچه عقربه ديوار مي كشند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

جاي تمام ثانيه ها دار مي كشند

 

در جمعه هاي ساكت و متروك مرده اند

خميازه هاي موذي كشدار مي كشند

 

يك مشت گچ ، كه در تنشان عشق مرده است

از انجماد بودنشان كار مي كشند

 

با هر نگاه رهگذري هول مي شوند

خالي ترين مكاشفه را جار مي زنند

 

درگير استحاله ي اندوه نيستند

از بي تفاوتي ست كه سيگار مي كشند

 

اين كرم ها كه بر تن هم وول مي خورند

بر دفتر زمين خط تكرار مي كشند

 

غير از دقايقي متعفن نديده اند

هي انتظار لاشه ي مردار مي كشند

 

در گندگاه پوچي شان غوطه مي خورند

ابليس وار نقشه ي آزار مي كشند

 

در نظم آسمان و زمين دست مي برند

خورشيد را به مسلخ انكار مي كشند

 

مرگ تو را به دوش خودت راه مي برند

دور سر تو هاله اي از خار مي كشند

 

روزي تو هم به سحر زمان مسخ مي شوي

كار تو را به چاره ي ناچار مي شوند

 

عصيانشان نگاه تو را مسخ مي كند

نقش تو را به پيكره ي غار مي كشند

 

                     

                                                 بابك دولتي

 

 

   "Le chef-d'oeuvre" Print            

 

/ 28 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمن محمدزاده

بابک جان سلام حالت چطوره مثل هر جمعه با یک غزل به روزم. شما هم دعوتنامه دارید. یا علی

بهمن محمدزاده

سلام بابک عزیز حالت چطوره رفیق من خوبم و از خوب بودن شما خوشحالم موفق باشی و سربلند

حبيب

سلام بابک عزیز. با غزلی همچنان از عشق به روزم . زنده باشي

آرش واقع طلب

سلام آقای دولتی نمیدونم ما رو یادتون میاد یا نه اما به هر حال هستیم و منتظر نظر شما

تنهاترين غزال

سلام دوست خوبم متن قشنگیه من آپیدم خوشحال میشم سر بزنی سربلند باشی عمر پا بر دل من می نهد و مي گذرد ... كاروانی همه افسون ، همه نيرنگ و فريب ! سالها باغ و بهارم همه تاراج خزان بخت بد ، هرچه كشيدم همه از دست حبيب ديدن روی گل و سير چمن نيست بهار به خدا بی رخ معشوق ، گناه است ! گناه ! آن بهار است كه بعد از شب جانسوز فراق به هم آميزد ناگه ... دو تبسم : دو نگاه

حر شفقت

سلام دوستان عزيز وبلاگ خوبي داريد از خواندن اشعارتان لذت بردم وبلاگ مختصري دارم از شنيدن نظراتتان خوشحال مي شوم

ميرزايی

سلام عزیز با غزل114 و کمی حرف بروز شدم .........بر می گردم تا بعد

آرش عليزاده

آقاي دولتي سلام! از اين كه وبلاگ تان راه ارتباطي نزديك با شماست خوشحالم. زبان فخيم و دوست داشتني جغرافياي خودتان را داريد كه اين خيلي خوب است. آزوي موفقيت و برقراري بيشتر دارم برايتان.

ميرزايی(سکسکه های يک مست )

سلام با غزل (فرشته فردوس خواه ) بروزم .....تا بعد. ضمنن لينک منو به ادرس بلاگفا تغيير بدی مننون می شم يا علی