آمدنم در مدام پنجره ها بود

دور و برم ازدحام پنجره ها بود

كودكي ام را نشد ستاره بچينم

فاصله كار تمام پنجره ها بود

مدرسه؛آنجا كه در مخيله ي ما

نقشه اي از انهدام پنجره ها بود

×××

خيره شدم تا زمان…نمردن تقويم

دغدغه ي ناتمام پنجره ها بود

ثانيه ها با اميد حادثه رفتند

دلخوشي من،سلام پنجره ها بود

باد ورق زد هزار سال جنون را

آرامش فكر خام پنجره ها بود  

قصه به اينجا كه مي رسد …چه بگويم؟

زيستن ام ،انتقام پنجره ها بود

بابك دولتي

19/10/82

 

 

 

Berry Wreath Window

 

 

غزل برای نامه

Frederico Garcia Lorca

فدريکو گارسيا لورکا

ترجمه : مريم صفرزاده

 

 

محرمانه ترين عشق ام !

مرگ بيدار من !

نظاره گر پژمردن اين گل ،

بيهوده،

هنوز واژه اي مكتوب را

از جانب تو انتظار مي كشم.

قسم مي خورم

كه پيش از ديوانگي ام

رهايت كنم

×××

تنها هواست كه نمي ميرد

سنگ ابله است

عاجز از شناختن سايه،

از دوري جستن اش .

مدفون شده در اعماق،

قلب من،

پس مي راند عسل منجمدي را ،

كه ماهتاب اش مي افشاند .

 

×××

با اين همه

تو را رنج كشيدم

من رگهايم را شكافتم

و در لحظه،

پرنده،ببر،

و سوسن هاي سپيد ،

و جدال آرواره هايشان در حوالي كمرگاه تو.

×××

پس جنون ام را

لبريز از واژه ها كن

و يا ترك كن مرا

تا در آرامش زندگي كنم

روح من،

بلند ترين شب است،

تا هميشه

خالي از ستاره ها.

 

دی ماه۱۳۸۲

 

 

 

/ 42 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی گل!!!!!!

سلام ! نميشه اين خونه‌رو ايزوبام کنين ! الانه که بريزه رو غزلت و .............

علی گل!!!!!!

سلام ! نميشه اين خونه‌رو ايزوبام کنين ! الانه که بريزه رو غزلت و .............

asal bano( elham

سلام شعر زيبايی بود لذت بردم ...موفق باشيد به من هم سر بزنيد بای

azar kiani

سلام . ممنون که سر زديد. اما شما با اسم مريم به من سر زديد. چرا؟

هادي

سلام بابک عزيز...شعرهای خوب‌ی بودند لذت بردم...هروقت آبديت کردی خبرم کن...من به ژان‌دارک قول داده‌ام...

JALIL AHANGARNEZHAD

دوستان عزيز سلام ! چرا اينقدر دير آپديت می کنيد ؟!‌منتظر کارهای تازه‌ايم . زنده باشيد

محسن خوئینی

سلام .از اين که به من سر زدی ممنون.بايد بگم شعرهای خوبی داری و دليل به روز نشدنم هم ساده ست (حک شدم)!!! منتظر وبلاگ جديدم باشيد(چشمک).تا بعد.......

azar kiani

ممنون مريم جان. نميدانستم. موفق باشيد

بوتيمار

سلام بزرگوار............خوبيد بابک خان مريم خانوم..........امتحان من تمون شد ....وقت ازاد زياد دارم.....غزله که حرف نداشت... لورکا که ديگه ای ول داره .........دست شما بزرگواران هم درد نکنه که هميشه مارو مهمون به غزل و کار ترجمه زيبای خودتون می کنيد..پايدار باشيد

هه‌لو

سپاس می‌گويم که پا بر ديدگان هه‌لو گذارده‌ايد.هه‌لو را باز هم سرافراز کنيد.