الکلی هستی؟
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٧  کلمات کلیدی: ادبیات امریکا ، چارلز بوکفسکی ، ترجمه ی ادبی ، مریم صفرزاده

 

شعری از : چارلز بوکفسکی

ترجمه : مریم صفرزاده

 

دست و روی شسته ، کنار ساحل

دوباره دفتر یادداشت زرد

 

باز مثل پارسال

دارم از توی رختخوابم می نویسم

دوشنبه دکتر به ملاقاتم می آید

 

-آره  دکتر ، پاهام حس ندارن

سردرد،

سرگیجه،

کمرم هم درد می کنه.

 

و دکتر خواهد پرسید:

- مشروب می خوری؟

ورزش می کنی؟

قرص های ویتامینتو خوردی؟

 

-         دکتر فکر می کنم

مریضی من از زندگیه

همون درجه های کهنه ای

که هی بالا- پایین می رن.

حتی تو مسیر مسابقه

دویدن اسبها رو که تماشا می کنم

به نظرم بی معنیه؛

بعد از اینکه بلیط مسابقه ی بعدی رو می خرم

خیلی زود اونجا رو ترک می کنم.

 

کارگر مسافرخانه می پرسد:

-         می خوای بلند شی؟

-         آره حوصله م سر رفته

-         بیرون اگه خسته شدی

برگرد همین جا.

 

حالا من اینجا هستم

و باز

به بالشم تکیه داده ام

 

فقط یک مرد پیر

فقط یک نویسنده ی پیر

با دفتر یادداشتی زرد

 

روی کف اتاق

چیزی به سوی من میاید

آه ،

    چیزی نیست

     گربه ام آمده است.

 

 

 


هیچ
ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱  کلمات کلیدی: والاس استیونس ، آدم برفی ، ترجمه ی ادبی ، ادبیات امریکا

آدم برفی

والاس استیونس

ترجمه: مریم صفرزاده

 

برای دیدن یخبندان

و شاخه های برف – اندود کاج

باید زمستانی باشی

 

برای نظاره ی سرو های کوهی یخ کوفته

و صنوبران سخت و زمخت

در تابش دور دست ِ آفتاب دی ماه

باید تا دیر زمانی سرما را تاب آورده باشی

 

باید نه در زوزه ی باد از رنج اندیشه کنی

و نه در خش خش ِ چند برگ

که این صدای سرزمینی ست

آکنده ی باد

بادی که در همان جای تهی وزیدن دارد

 

زیرا کسی که در برف گوش می کند

و خود ِ "هیچ" است

"هیچ" را که آنجا نیست می نگرد

و "هیچ" را که آنجا هست.