با عضویت در کانال تلگرام ما همیشه بروز باشید :)

برای خوانش منتخب اشعار مفهومی کلیک کنید

بچه ها! بیرون قرن چندم است ؟؟؟

شعر و ترجمه

راه...
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠  کلمات کلیدی: بابک دولتی ، غزل

راه همان جبر مطلقی که رقم خورد
راه ِوجودم به کوره راه ِ عدم خورد


فرش پُر از رنج ِپا گرفتن من بود
"کودکی" از این تلاش آن همه غم خورد


مرگ در آن راه ِ دور همسفرم بود
مرگ به جان تمام شهر قسم خورد


جوجه ی من قد کشید، مُرد، غذا شد
مادرم از آن غذای غم زده کم خورد


یا پدرم – مرد کودکیم – که قدش
مثل درختان ِ توی باغچه خم خورد


کوچه تهی از کسی که رفت و نیامد
دختر همسایه پشت ِ پنجره سم خورد


راه به جایی مرا کشاند که این سَر
صاف به آن سنگها که حدس زدم خورد


کودکی ام در مسیر باد به هم ریخت
مثل تکانی که خواب ساده ی بم خورد


کودکی ام در حیاط ِمدرسه گم شد
آن همه بازی ِ ناتمام به هم خورد


 
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir