| کوهستان - درخت |
| ساعت ۱۱:٥۱ ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٩ کلمات کلیدی: بابک دولتی ، شعر امروز ، مریم صفرزاده ، ترجمه ی ادبی |
|
خبر اول: نشر افراز پس از چاپ کتاب در زمینه های مختلف بر آن شده است تا آثار پیشگامان غزل در دهه ی هفتاد را به چاپ برساند یکی از معیارهای اصلی گزینش این شاعران مستقل بودن آنان است شاعرانی که برای تثبیت خود به فوت و فن های خاص متوسل نشده اند و شهرت آنان به سبب حمایتهای متنوع نمی باشد از این رو میتوان غزلسرایان این دوره را "شاعران مستقل " نیز خطاب کرد از کسانی که تا به حال حضورشان در این مجموعه حتمی ست، می شود افراد زیر را نام برد صالح سجادی، بابک دولتی، سید مهدی موسوی، علیرضا آشوری، مهرداد نصرتی، محمد رضا رستم بیگلو، سیده زهرا بصارتی، مهدی چناری، محمد علی رضا زاده ، مجید معارف وند و نبراس میر رکنی
خبر دوم: دوست شاعرم پوریا سوری مدتی ست که با نشریه ی فرهیختگان همکاری می کند او در این روزنامه صفحه ای ادبی دایر کرده که شنبه ها روی پیشخوان است بی شک آنگونه که از پوریا سوری توقع می رود این صفحه ، صفحه ای متفاوت خواهد بود
غزلی تازه از : بابک دولتی
تاریخ ِ کوهستان به دست ِ سنگهایش بود فتح ِ تمام ِ قله ها از ننگهایش بود
درویش ، پای کوه از دیوانگی می زد انگار کوه از دسته ی دلتنگهایش بود
تنبور ِ درویش از شکست و ریختن می گفت پژواک؛ نوعی پاسخ ِ آهنگهایش بود
یک مرد ، همچون سنگها بر کوه چسبیده ست مردی که ایامی زمان در چنگهایش بود
سربازِ ساسانی سرش را بر نمی گرداند سرباز ِ ساسانی به فکر جنگهایش بود
از پیش ِ کوهستان دوباره گله رد می شد در آخر ِ خط ، پیرها و لنگهایش بود
در گوسفندان اتفاقی رخ نخواهد داد زیبایی ِ گله صدای زنگهایش بود
خورشید از یکرنگی ِ صخره گذر می کرد خورشید ِ آواره ٬ دچارِ رنگهایش بود
در متن ِ شب ، اندیشه ای سنگی ترک برداشت اندوه ِ کوهستان سقوط ِ سنگهایش بود
یک دختر
اثر: ازراپاوند ترجمه: مریم صفرزاده
درخت وارد دستهایم شد، شیره اش در بازوانم بالا رفت درخت، وارونه در سینه ام قد کشیده است و شاخ هاش به سان بازوها از وجودم بیرون زده
درخت تو هستی، خزه تو هستی، تو بنفشه هایی با نسیمی که بر آنها می گذرد تو کودکی ، کودکی سرمست و اینها به تمامی در چشمهای جهان احمقانه است
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : بابک دولتی هستم متولد زمستان 53 و اهل کرمانشاه. مدرکم کارشناسی ارشد ادبیات فارسی ست. غزل می نویسم و تا به امروز دو کتاب "دست نوشته های یک سنگ "و "سلام خواهر باران "را چاپ کرده ام. همسرم"مریم صفرزاده"فوق لیسانس زبانشناسی و دست به کار ترجمه ی ادبی ست. به شیوه ی خودمان زندگی می کنیم تلویزیون نمی بینیم عکس می گیریم و مراسم قهوه خوری عصرانه مان را دوست داریم پروفایل مدیر : بابک دولتی و مریم صفرزاده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |



