مرگ
ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٧  کلمات کلیدی:

اثر: ویلیام باتلر یتز

ترجمه از : مریم صفرزاده

نه امید

و

نه ترس

هیچ یک

جانوری رو به مرگ را یاری نخواهد کرد.

یک نفر سراپا هراس و امید

پایان خویش را انتظار می کشد؛

او بارها و بارها مُرد

و باز به پا خاست.

***

بزرگمردی که سرفراز

به رویارویی جانیان می رود،

زوال ِ حیات را به سخره می گیرد.

او مرگ را تا بن ِ استخوان می شناسد.

آدمی به دست خویش مرگ را آفریده است.