| دخترک آن روزها |
| ساعت ۱٢:۳٩ ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢٠ کلمات کلیدی: |
|
به: محمد جواد محبت و روزگار پاك معلمي اش
- : هميشه شب شدن روز وقت خواهد برد غروب دهكده ي من بر اين روند نبود غروب ها به من آموخت سنگ خواهم شد همان عقوبت تلخي كه دلپسند نبود بدان كبي به بلنداي زاگرس غم داشت شكايت از پدر و دست مستمند نبود و زن پدر – كه پر از حرص بودنش بودم مذاق زندگي اش آشناي قند نبود به جاي خنده ي مادر – كه مرد – آمده بود ميان او و پدر هم بگو بخند نبود مجال كودكي ام داشت كم كمك مي سوخت و گوش حوصله كر بود و جاي پند نبود اگر معلم ما را به شهرتان ديدي بگو كبي به محبت نيازمند نبود بابك دولتي
راستی! به گالری عکس ما هم سری بزنید |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : بابک دولتی هستم متولد زمستان 53 و اهل کرمانشاه. مدرکم کارشناسی ارشد ادبیات فارسی ست. غزل می نویسم و تا به امروز دو کتاب "دست نوشته های یک سنگ "و "سلام خواهر باران "را چاپ کرده ام. همسرم"مریم صفرزاده"فوق لیسانس زبانشناسی و دست به کار ترجمه ی ادبی ست. به شیوه ی خودمان زندگی می کنیم تلویزیون نمی بینیم عکس می گیریم و مراسم قهوه خوری عصرانه مان را دوست داریم پروفایل مدیر : بابک دولتی و مریم صفرزاده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |



