با عضویت در کانال تلگرام ما همیشه بروز باشید :)

برای خوانش منتخب اشعار مفهومی کلیک کنید

بچه ها! بیرون قرن چندم است ؟؟؟

شعر و ترجمه

 
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٢٩  کلمات کلیدی:

 

                                                  

 

 

در باره ي اين شعرها

 

بوريس پاسترناك

 

ترجمه : مريم صفرزاده

 

 

در پياده روهاي زمستان

 

با شيشه ي براق و با آفتاب ،

 

تيپايشان خواهم زد  .

 

می گذارم تا سقف اتاق صدايشان را بشنود

 

و گوشه هاي نم گرفته ،

 

يك به يك ، آنها را بخوانند.

 

 

اتاق زير شيرواني،

 

 طرح قصه هايم را تكرار خواهد كرد

 

و با يادداشت های من  زمستان را كرنش خواهد كرد

 

و لگد خواهد زد به باريكه هاي نور ، به بخت بد

 

به عجايب، و به نشانه ها.

 

 

برف ها ماه تا ماه پارو نميشوند

 

و برف مي بارد

 

و تمام آغازها و پايان ها را مي پوشاند.

 

روزي به ناگاه به ياد خواهم آورد :

 

آه ، خورشيد زنده است !

 

اميال نو خواهم ديد

 

خواهم ديد كه دنيا ديگرگون شده ست

 

بعد كريسمس ،

 

مثل زاغچه اي چشمك خواهد زد

 

و با يك روز يخي شرح خواهد داد

 

آنچه را كه ما ، من و عشقم ،

 

به آن فكر مي كرديم .

 

 

دو لنگه ي پنجره را خواهم گشود،

 

با شال گردني براي فرار از سرما،

 

و رو به حياط صدا خواهم زد :

 

" بچه ها ! بيرون قرن چندم است؟ "

 

 

 

اين جا پاها رو به سمت خانه از كيست؟

 

روزن در را برف و تگرگ گرفته است،

 

كي؟

 

وقتي كه با بايرون سيگار مي كشيدم؟

 

يا آنگاه كه با ادگار پو مشروب مي نوشيديم ؟

 

                      .

                      .

                      .

 

 

 

 

 


 
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir