| مرگ |
| ساعت ۱٢:۳٩ ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٠ کلمات کلیدی: بابک دولتی ، ادبیات معاصر شعر ، غزل |
|
این روزها خورشید را تاریک می بینم و مرگ را چون اتفاقی نیک می بینم
چندی ست کابوسم درختانی ست افتاده و زیستن را شاخه ای باریک می بینم
در جان ِ اشیا زندگی و مرگ را با هم یک جمع ِ غیر قابل تفکیک می بینم
گندیدگی را در تن ِ یک میوه ی تازه پوسیدگی را در لباسی شیک می بینم
من مرگ را هنگام ِ نقاشی ِ یک کودک در رنگهای تند ِ یک ماژیک می بینم
این روزها من مرگ را مثل سلاحی گرم بر گردن ام آماده ی شلیک می بینم
حس میکنم از ترس ِ مردن زنده می مانم این روزها من مرگ را نزدیک می بینم
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : بابک دولتی هستم متولد زمستان 53 و اهل کرمانشاه. مدرکم کارشناسی ارشد ادبیات فارسی ست. غزل می نویسم و تا به امروز دو کتاب "دست نوشته های یک سنگ "و "سلام خواهر باران "را چاپ کرده ام. همسرم"مریم صفرزاده"فوق لیسانس زبانشناسی و دست به کار ترجمه ی ادبی ست. به شیوه ی خودمان زندگی می کنیم تلویزیون نمی بینیم عکس می گیریم و مراسم قهوه خوری عصرانه مان را دوست داریم پروفایل مدیر : بابک دولتی و مریم صفرزاده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| همسايه ها |


