| به یاد خسرو شکیبایی |
| ساعت ۱:٠٠ ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٩ کلمات کلیدی: هنرپیشه ، سینما ، تئاتر |
|
پدر بزرگم وقتی مرد، سیاه به تن داشت ؛سیاه سالیان.زیرا هر بار مرگی نو اعتبار لباس های سیاهش را تازه می کرد .
خواستیم با صفحه ای تازه از شعر و ترجمه به روز شویم؛اما خسرو شکیبایی رفت و بعد از صفحه ی تسلیت نادر ابراهیمی عزیز ،صفحه ی تسلیت او از راه رسید.
سفر مرا به کجا می برد؟
کجا نشان قدم ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشت های نرم فراغت گشوده خواهد شد؟
کجاست سمت حیات؟
یادش به خیر باد! |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : بابک دولتی هستم متولد زمستان 53 و اهل کرمانشاه. مدرکم کارشناسی ارشد ادبیات فارسی ست. غزل می نویسم و تا به امروز دو کتاب "دست نوشته های یک سنگ "و "سلام خواهر باران "را چاپ کرده ام. همسرم"مریم صفرزاده"فوق لیسانس زبانشناسی و دست به کار ترجمه ی ادبی ست. به شیوه ی خودمان زندگی می کنیم تلویزیون نمی بینیم عکس می گیریم و مراسم قهوه خوری عصرانه مان را دوست داریم پروفایل مدیر : بابک دولتی و مریم صفرزاده |
| آرشیو وبلاگ |
| موضوعات وبلاگ |
| همسايه ها |




