ما قالب تهی کردیم و به قالبی دیگر در آمدیم
بنابراین همه ی لینک ها پریدند
دوستان پیام بدهند تا لینکشان به صفحه ی ما الصاق گردد.

روز و شب اش در تقابلی ست که بوده
ساعت او در تسلسلی ست که بوده
آدم،این سوی آب،قرن پس از قرن
منتظر دیدن پلی ست که بوده
خیره به خاکی کویر مانده تراز پیش
دربدر رویش گلی ست که بوده
□
عمری،بقال پیر عهد دبستان
دور و برش جنس بنجلی ست که بوده
یا رفقای زمان کودکی او
هی سرشان توی آغلی ست که بوده
پشت نقاب رفیق عائله مندش
روح همان کودک شلی ست که بوده
قافیه اش روی خط خون و جنون است
در نظر دیگران خلی ست که بوده
مثل شما از جهان نصیب نبرده ست
باز همان آسمان جلی ست که بوده
بابک دولتی